بیبی خانم استرآبادی

نخستینیار در سال 1324 هجری قمری، مدرسهای بهنام «دوشیزگان» توسط «بیبی خانم وزیراُف» برای دختران گشایش یافت. اما اقدام جسورانهی او با مخالفت بسیاری روبهرو گشت، بطوریکه پارهای از مخالفان تصمیم به ویرانکردن مدرسه گرفتند.
«بیبی خانم» در اثر فشار مخالفان به وزارت معارف شکایت برد، اما در جواب وی گفتند که صلاح بر این است که مدرسه تعطیل شود. ایستادگی و مقاومت سودی نداشت و بالاخره مدرسه تعطیل گردید. پس از به توپبستن مجلس شورای ملی، «بیبی خانم» پیش «صنیعالدوله» وزیر معارف رفت. اینبار تقاضای وی پذیرفته شد مشروط بر این که مدرسه فقط به دختران 4 تا 6 سال اختصاص داشته باشد و کلمهی «دوشیزه» نیز از تابلوی مدرسه حذف گردد.
ادامه مطلب ...
زمانی که نقشهی تجزیهی ایران به دست دولتهای خارجی کشیده میشد، در درون قصر شاه قاجار نیز نقشهی مسابقهی بزرگ «نرمتنان» و مقدمات به اجرا درآمدن آن فراهم میآمد که کمتر از مسابقهی دختر شایستهی جهان در این دوران، هیجانانگیز نبود و مخارج بسیاری را بر گُردهی مردم فقیر و تهیدست ایران تحمیل میکرد.
آن سال سومین زمستان از سالهای سلطنت «فتحعلیشاه» بود. زمستانی سخت که مرگ و میر فراوان بهدنبال داشت. در اثر ریزش بسیار برف، راهها بسته شده بود و هیزم و آذوقهی کافی در اختیار مردم نبود. علاوه بر سرما و گرسنگی، مردم دچار نوعی بیماری شده بودند که بعدها نام « آنفلوآنزا» به خود گرفت. همه روزه بسیاری از مردم فقیر در گوشه و کنار پایتخت براثر گرسنگی و سرما جان خود را از دست میدادند. بیماری وبا، تیفوس و طاعون هر چند سال، به جان مردم شبیخون میزد. مردم با قحطی و گرسنگی دست به گریبان بودند و بیگانگان نیز با دسیسههای گوناگون در پی تجزیهی کشور کمین کرده بودند
ادامه مطلب ...